اللهم عجل لولیک الفرج
لطفا برای سلامتی و ظهور امام زمان (عج) صلوات بفرستید.

    دانلود رمان هیچکسان جلد دوم با لینک مستقیم

    دانلود رمان هیچکسان جلد دوم

    رمان دژاوو یا همان هیچکسان 2، رمان بسیار زیبا به قلم sober میباشد که در ادامه‌ی جلد یک آن نوشته شده است. یک رمان ترسناک و فانتزی در سه جلد که هم اکنون میتوانید تمامی این رمان هارا از مجله‌ اینترنتی هیلتن دریافت کنید. جهت دانلود رمان هیچکسان با فرمت pdf و لینک مستقیم، بدون سانسور و رایگان به ادامه مطلب مراجعه کنید.

    خلاصه و دانلود رمان هیچکسان جلد دوم

    پس از اتفاقاتی که در جلد اول افتاده است، حالا بهزاد شروع به آموزش جنگیری میکند تا هم بتواند از خودش دفاع کند و هم به بقیه‌ی افرادی که مانند او هستند کمک کند. اما کارها به این سادگی نیز پیش نمیروند… .

    بخش هایی از متن رمان هیچکسان

    نیم ساعتی میشد که توی مطب مهراب منتظر بودیم.دیگه داشتم کالفه می شدم.بدبختانه اونجا سیگار
    هم نمی تونستم بکشم…
    -چرا مهراب همیشه اصرار داره ما رو توی مطبش ببینه؟
    مجید – چون احمق .
    -تو تا حاال خونه ش رفتی؟
    رمان دژاسو ( جلد دوم هیچکسان )
    مجید – آره، ولی می دونی اساسا مهراب معتقد که آموزش های مربوط به جن گیری جزو کارش
    محسوب میشن برای همین دوست نداره کسی به خاطر این کار بره خونه ش.
    -اما اینجوری که ضرر می کنه! می تونه به جای دیدن ما یه مریض ببینه که یه پولی هم گیرش بیاد.
    مجید – گفتم که احمق .
    -راستی مهراب چرا خودش جن گیری نمی کنه؟
    مجید – بهش نمی سازه.یادمه اون زمان که از این کارا می کرد اکثر مواقع تن و بدنش کبود میشد.اینه
    که دیگه االن فقط مردم رو خر می کنه.
    -اگه برای منم همچین اتفاقایی پیش بیاد چی؟
    مجید – برای من که پیش نیومده، تو هم امیدوار باش.
    نزدیک سه ماهه که برای آموزش میام پیش مهراب.همه چیز رو خیلی خوب توضیح میده، جوری که
    هر نکته ای کامال توی ذهنم می مونه اما گاهی اوقات مجبورم بعضی چیزا رو یادداشت کنم…مثل
    دعاها.حفظ کردن متن های عربی واقعا کار سختی !
    بالخره کسی که داخل اتاق بود بیرون اومد و نوبت ما شد.با مجید وارد اتاق شدیم و با مهراب سالم و
    احوالپرسی کردیم…
    مهراب – من دیروز منتظرت بودم.
    -اتفاقا منم دیروز می خواستم بیام اما مجید نذاشت، گفت برنامه رو موکول کنیم به امروز که خودش
    هم بیاد.
    مهراب – خب،فکر می کنم این جلسه ی آخر باشه.
    -واقعا؟
    چند ثانیه فکر کرد و گفت : نه …یه جلسه ی دیگه هم باید بیای.
    -بالخره جلسه ی آخره یا نه؟
    مهراب – نه نه…جلسه ی آخره.یادداشت هات همراهته؟
    -آره، اوردمشون.

    لینک های دانلود رمان هیچکسان جلد دوم

    همچنین بخوانید:
    دانلود رمان هیچکسان جلد اول
    دانلود رمان هیچکسان جلد سوم
    دانلود رمان هیچکسان جلد چهارم

ارسال دیدگاه

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت هیلتن محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
طراحی و کدنویسی : رضا دلیر