دانلود رمان بغض ترانه ام مشو

دانلود رمان بغض ترانه ام مشو

دانلود رمان بغض ترانه ام مشو با فرمت PDF و لینک مستقیم رایگان

دانلود رمان بعض ترانه ام مشو

رمان بغض ترانه ام مشو یک رمان عاشقانه زیبا میباشد.هم اکنون میتوانید جهت دانلود رمان با فرمت PDF و لینک مستقیم رایگان برای گوشی موبایل اندروید، ایفون، کامپیوتر و لپ تاپ از مجله اینترنتی هیلتن اقدام کنید.

خلاصه و دانلود رمان بغض ترانه ام مشو

داستان رمان در رابطه با دختری به نام ترانه میباشد.ترانه به دلیل اشتباهی که دیگران فکر میکنند پشت پا به ارثی کلان میزند.اما این ترانه است که اشتباه میکنند یا دیگران؟

کانال تلگرام هیلتن

بخش هایی از رمان بغض ترانه ام مشو

خنده های کشدار و پر از تزویرم میشه تکرار مکررات و روی صورتم بساط پهن میکنه و میشه ضمیمه سلامی که چاپلوسانه و با سعیی شگرف درصمیمی نشون دادنش به سمیه خانوم میدم… انرژی مثبتی که من صبح به صبح از جوابای پر و پیمون سمیه خانوم میگیرم واسه ساختن یه روز یه گردان آدم هم کفاف میده…زیرلبی…زیرچشمی… زیرعینکی …والا بلا من لایق این همه عزت و احترام پیچیده شده تو زرورق محبت نیستم سمیه…خانوم… به خجالت نکشون این بنده حقیرو
سمیه خانوم – کار پیدا کردی؟…داره سرماه میشه…فکر اجاره خونت هستی؟شما نگران نباشین…زیر سنگم که باشه من اجاره شما رو تمام و کمال –پرداخت میکنم جوابی به مضحکی این جواب تو عمرم نداشتم که بدم…مگه سنگی هم هست که زیرش یه مشت پول خوابیده باشه؟…اصلا اگه با همون فرض معروف محال باشه من از کدوم گوری پیدا کنم این سنگو؟…اصلا اگه باشه مگه میشه کسی زودتر از من نرفته باشه سراغش؟…منم چت میزنم…چت میزنم و یه لبخند خل منشانه میزنم به چت زدنم…چت میزنم و بازم به یاد اجاره ای میفتم که باید سر ماه که موعد تمومیش پونزده روزه پرداخت کنم…من با این همه مشکل حق دارم که چت بزنم در آهنی رو پشت سرم آروم می بندم تا صدای داد من عادت کرده سمیه خانوم بلند نشه و یه مرحمتی به رفتگانم نکنه اول هفته ای تا غافلگیر بشن صدای زنگ موبایلم سوهانی میشه و مغزمو میتراشه…این هم آهنگه که این گوشی داره؟…بیشتر شبیه سوت بلبلی قاسم پسره بی کار سر کوچهاست که با دیدن هر جنس لطیفی یه دهن میره تو کارش و آدمو تا دو روز…دستشویی محتاج…یعنی کیه؟…شاید مزاحم…شاید اشتباهی…شاید دستم بعد از یه تجسس چند ثانیه ای توی کیف مشت شده بیرون میاد…مشتمو باز میکنم و به شماره حک شده روی صفحه نگاه میندازم…رندیش چشم نوازه…رندیش به فکرم میندازه که یه چند میلیونی بابتش رفته…رندیش به فکرم میندازه که عمرا با همچین شماره ای مزاحم باشه…رندیش به فکرم میندازه عمرا دیگه از این اشتباهیا به پست این خط ناجور من بخوره…دستم روی اتصال تماس میلغزه و گوشی می چسبه به
.گوشم از پس تار و پود مقنعه

لینک های دانلود رمان

نظرات 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *