اللهم عجل لولیک الفرج
لطفا برای سلامتی و ظهور امام زمان (عج) صلوات بفرستید.

    دانلود رمان دانشجوی شیطون بلا بدون سانسور با لینک مستقیم

    دانلود رمان دانشجوی شیطون بلا

    رمان دانشجوی شیطون بلا یک رمان عاشقانه، فان و هیجانی بسیار زیبا به قلم unknown میباشد که همچنان درحال تایپ است. هم اکنون جهت دانلود رمان دانشجوی شیطون بلا با لینک مستقیم و فرمت pdf بدون سانسور از مجله اینترنتی هیلتن اقدام کنید.

    خلاصه و دانلود رمان دانشجوی شیطون بلا

    رمان در رابطه با دختر دانشجویی است که تنهایی به لندن میرود تا در دانشگاه آنجا درس بخواند اما اتفاقاتی می‌افتد که موجب میشود… .

    بخش هایی از متن رمان دانشجوی شیطون بلا

    امروز اولین روز رفتنم به دانشگاه بود و به شدت استرس داشتم ، هیچ کس رو توی لندن نداشتم و تک و تنها نمیدونستم چیکار کنم !
    هرچند پدر من رو مستقل بار آورده بود ولی همیشه عقایدش رو به من تحمیل میکرد !
    آخه مگه دانشگاهای کشور خودمون چشه که من رو به اجبار فرستاده اینجا ،کلافه شروع کردم به لباس پوشیدن یه تاپ مشکی پوشیدم که تضاد جالبی با بدن سفیدم ایجاد کرده بود و بدنم از بس سفید و صاف بود اینجوری توی دید همه میفتاد همیشه سعی میکردم لباس باز مشکی یا رنگایی که باعث جلب توجه میشن رو بپوشم و همه از هیکل بی نقصم تعریف کنن یه جورایی خوشم میومد…
    شلوار لی آبی رنگی ، که کمرش مدل داشت و کمر باریکم رو قشنگ نشون میداد رو همراه با کت ستش پوشیدم و با برداشتن کیفم و سویچ ماشین از خونه خارج شدم و به طرف دانشگاه روندم
    امیدوار بودم همه چی خوب پیش بره
    به مقصد که رسیدیم با دیدن دانشگاه پزشکی با لذت خیره زیباییش شدم بعد از پارک کردن ماشین نگاهی به ساعت مچیم انداختم که با دیدن ساعت چشمام گرد شد وااای دیر شد ! با عجله کیفم رو برداشتم و بدون اینکه نگاهی به اطراف بکنم دنبال کلاسم گشتم
    با دیدن شماره کلاس نفسم رو با فشار بیرون فرستادم و موهام رو کنار زدم و بدون اینکه در بزنم وارد شدم !
    ولی با دیدن کلاس پر از دانشجو که با کنجکاوی خیره من بودن برای یه لحظه ماتم برد ولی زود به خودم اومدم و در رو بستم ،خواستم برم بشینم که با صدای تمسخر آمیز کسی سرجام خشکم زد ولی سعی کردم بروز ندم که استرس دارم
    احیانا چیزی یادتون نرفته لیدی؟ به عقب برگشتم که با دیدن پسر جووونی که بی شباهت به مانکن ها نبود و عجیب جذاب بود شیطون نگاهم رو به اطراف چرخوندم و درحالی که لبام رو جلو میدادم گفتم: نه چی؟
    با این حرفم کلاس از خنده ترکید که انگار عصبی شده باشه نیشخندی بهم زد و با قدم های بلند خودش رو بهم رسوند و رو به روم ایستاد
    نگاهی به چشمام انداخت و با غرور خاصی پوزخندی بهم زد و گفت:
    اینجا تویله نیست خانوووم که سرتو انداختی پایین و بدون اجازه داخل شدی اووووه شت این استاد بود؟ پس چرا اینقدر ناز و خوشکله!! این حرفو به فارسی بلند گفتم که نمیدونم توهم ذهن من بود ، یا واقعا استاد خندید با دست اشاره کرد بشینم ولی قبلش گفت فامیلتون؟ نورا هستم، نورا احمدی
    سری برام تکون داد که با لوندی خاصی که از بچگی جزیی از وجودم بود موهای پریشون دورم رو کنار زدم و با قدم های ناموزون که باسن و کمرم رو بیشتر توی دید قرار میداد به طرف ته کلاس رفتم.
    میدیدم که چطور پسرای کلاس زُم باسن و کمر من شدن و این موضوع باعث میشد غرور وجودم رو بگیره که پسرا با یه ناز من چطوری کم میارن و چشماشون دنبال منه !
    کنار دختر ریز میزه ای که به شدت بانمک بود نشستم که چشمم خورد به استاد هنوزم خیره من بود و پلکم نمیزد
    ریز ریز خندیدم و زیر لب زمزمه کردم:
    اووووف نگو توام خیره هیکلم بودی شیطون! این یه واقعیت بود که همه از بچگی توی گوشم فرو کرده بودن که هیچ کس نمیتونه هیکل من رو ببینه و بتونه نگاه ازم بگیره و منم از بس شیطون و بازیگوش بودم از اذیت کردن پسرا لذت میبردم. با دیدن خندم اخماش توی هم رفتن و با قدم های عصبی به طرف میزش رفت. وقتی موضوع بحث امروز رو گفت با چشمای گشاد شده خیرش شدم آخه بحث درباره پرده بک..ارت و رابطه جن..سی هم شد بحث! راحت توضیح میداد و با تصویرهای مختلفی که روی پروژکتور نمایش میداد توضیح هاش رو تکمیل میکرد عکس های زن و مردای نیمه برهنه روی هم باعث شده بود با تعجب بیشتری خیره دهن استاد بشم ! واااه اینا حیا ندارن اینا چیه! یارو رسما داره فیلم س..ک…س میزاره استاد که سرگرم توضیح دادن بود برای یه لحظه چشمش به من خورد که نمیدونم توی نگاهم چی دید که اول با تعجب خیرم شد ولی کم کم لبخند شیطونی روی لبش نقش بست و با لحن بدجنسی به من اشاره کرد بیا اینجا توضیح بده ببینم چی یاد گرفتید؟ انگار خیلی خوب حواستون به همه چی بوده
    _یا امام زاده بیژن ! این چی میگه؟؟ من برم چی رو توضیح بدم بگم زن و مرد چطور روی هم …. استغفرالله

    لینک های دانلود رمان دانشجوی شیطون بلا

    به زودی لینک دانلود رمان در سایت قرار خواهد گرفت. جهت اطلاع از آپدیت ها در کانال تلگرام ما عضو شوید.
    Telegram: @HiltunMag

ارسال دیدگاه

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت هیلتن محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
طراحی و کدنویسی : رضا دلیر