اللهم عجل لولیک الفرج
لطفا برای سلامتی و ظهور امام زمان (عج) صلوات بفرستید.

    دانلود رمان دانشجوی شیک با لینک مستقیم

    دانلود رمان دانشجوی شیک

    رمان دانشجوی شیک یک رمان عاشقانه بسیار زیبا به قلم unknown میباشد که هم اکنون نیز درحال تایپ است. هم اکنون میتوانید جهت دانلود رمان دانشجوی شیک بدون سانسور با فرمت pdf رایگان با لینک مستقیم برای کامپیوتر و اندروید و آیفون از مجله اینترنتی هیلتن اقدام کنید.

    خلاصه و دانلود رمان دانشجوی شیک

    رمان در رابطه با دختر دانشجویی است که تنهایی به لندن میرود تا در دانشگاه آنجا درس بخواند اما اتفاقاتی می‌افتد که موجب میشود… .

    پ.ن: دانشجوی شیک نام دیگر رمان دانشجوی شیطون بلا میباشد. برای دانلود بر روی اسم رمان کلیک کنید.

    بخش هایی از متن رمان دانشجوی شیک

    همه دانشجوها به طرف من برگشتن ، آب دهنم رو با ترس قورت دادم و با نگاهی به بچه ها ،با لکنت لب زدم:
    حتما باید بیام؟ نمیشه ، اون چیز بدا رو من توضیح ندم با این حرفم کلاس از خنده ترکید واه اینا چشونه کجای حرف من خنده داشت که اینا میخندن؟ استاد عصبی خیرم شد و با لحن دستوری گفت: گفتم بیا اینجا و درس رو توضیح بده
    نه این ول کن نیست تا من رو به گناه نکشونه دست برنمیداره
    دندونام روی هم سابیدم و با حرص بلند شدم و به طرفش رفتم و کنارش ایستادم
    انگار داره بازی مهیجی نگاه میکنه با دستش اشاره ای به پروژکتور کرد و با پوزخند لب زد:
    توضیح بده برای همکلاسیهات به پشت سرم برگشتم که با دیدن تصویر های روی پروژکتور ، بلند وااای خدا مرگم بده ای گفتم و با دست چشمام رو پوشوندم ایندفعه صدای خنده جمع بالاتر گرفت! من مونده بودم اینا که نمیفهمن من به فارسی چی میگم چرا هی میخندن ؟ آخه وقتی حرصی و عصبی میشم یادم میره اینا خارجین ، باز من بلند بلند با خودم فارسی حرف میزنم نکنه به خُل و چِل بازیام میخندن ! اره دیگه این چیزا برای اینا عادیه من تنها مثل منگولا چشمام رو بستم لای انگشتام رو آروم باز کردم که چشمم خورد به استادی که از ته دل قهقه میزد! دست پاچه سعی کردم صاف بایستم که کم مونده بود نقش زمین شم ، لبخند مسخره ای به بچه هایی که با حیرت نگاهم میکردن زدم که باز خندشون بالا گرفت استاد دستی به پشت لبش کشید و با خنده ای که به سختی کنترلش میکرد گفت: نمیخواد توضیح بدی برو بشین
    از خدا خواسته دوپا داشتم دوپای دیگه قرض گرفتم و باز سرجام نشستم
    دختره که از اول پیشم نشسته بود با صورتی از خنده سرخ شده به طرفم برگشت و دستش رو به سمتم دراز کرد و با لهجه غلیظی به انگلیسی گفت:
    خوشبختم جولیا هستم دستش رو به گرمی فشار دادم که با خنده ادامه داد: تا حالا اینقدر نخندیده بودم خوب براش توضیح میدادی دیگه
    اخه مگه میشه برم اونجا جلوی اون همه مرد درباره چیز خانوما حرف بزنم حیای اینا کجا رفته درباره چیز زنا حرف بزنم یعنی دارم خودم رو براشون تشریح میکنم ولی بیخیال این خارجکی که چیزی نمیفهمه
    بیخیال سری براش تکون دادم که بحث رو ادامه نداد
    ولی تا اخر کلاس این استاد رابطه جنسی رو توضیح داد و من سرخ و سفید شدم
    هر از گاهی نگاهش به من میفتاد از خنده قرمز میشد
    اخه بگو الاغ مگه صورت من خنده داره؟؟
    کم مونده بود یکی از دخترای کلاس رو ببره وسط کلاس و بره توی کارش ، زنده بحث رو باهاش تشریح کنه!
    بحث مضخرفش که با خنده پسرا تموم شد ، بلند شدم و کیفمو روی دوشم انداختم و خواستم از کلاس خارج بشم که یکی از پسرای کلاس روبه روم ایستاد و با حالت چندشی نگاهی بهم انداخت و نزدیک تر شد
    تازه واردی؟ خیلی اندام س..ک…سی و هات.ی داری دختر! جووون میده برای…. بقیه حرفش بین خنده دوستاش گم شد بی اهمیت از گوشه چشم نگاهی به صورت بیش از اندازه سفید و موهای بور و اون چشمای ابی بی روحش انداختم و با تمسخر لب زدم برو کنار بچه !
    خواستم از کنارش بگذرم که عصبی دستم رو گرفت و فشار داد
    _از تو خوشم اومده دختر ، خیلی…
    لبش رو گاز گرفت و نگاه چندشی به هیکلم انداخت که بدنم لرزید ولی به روی خودم نیاوردم و سعی کردم محکم باشم

    جهت دانلود رمان، دانشجوی شیطون بلا را در سایت (بالای سایت) جستجو کنید.
    جهت اطلاع از آپدیت ها در کانال تلگرام ما عضو شوید.
    Telegram: @HiltunMag

ارسال دیدگاه

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت هیلتن محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
طراحی و کدنویسی : رضا دلیر