اللهم عجل لولیک الفرج
لطفا برای سلامتی و ظهور امام زمان (عج) صلوات بفرستید.

    دانلود رمان دروغ شیرین با فرمت PDF و لینک مستقیم رایگان

    دانلود رمان دروغ شیرین

    رمان دروغ شیرین یک رمان عاشقانه بسیار خواندنی میباشد.هم اکنون میتوانید جهت دانلود رمان با فرمت PDF و لینک مستقیم رایگان برای گوشی موبایل اندروید, ایفون, کامپیوتر و لپ تاپ از طریق مجله اینترنتی هیلتن اقدام کنید.

    خلاصه و دانلود رمان دروغ شیرین

    داستان رمان در رابطه با دختری به نام آناهید زند که دانشجوری پزشکی است میباشد.آناهید سالها عاشقانه پسر عمه خود کاوه را دوست داشت و فقط به خاطر یک شوخی که از طرف دوست صمیمی خود با کاوه انجام داد کاوه اورا ترک کرد.کاوه با دختری که آناهید به انجام شوخی تحریک کرد ازدواج کرد.آناهید افسرده شد و…

    بخش هایی از متن رمان دروغ شیرین

    ماشینو پارک کردم. دوست ندارم پیاده شم. فضای تاریک و سکوت پارکینگ بهم آرامش
    میده. چه روز مزخرفی بود دیگه حوصله ی خودمم ندارم.
    بالاخره از ماشین دل کندم و پیاده شدم، آهنگ شاد توی آسانسور روی مخمه…
    چشامو بستم و سرمو به دیوار اتاقک آسانسور تکیه دادم. اَه … چقدر سرم درد میکنه.
    با ایستادن آسانسور ازش بیرون اومدم و کلیدو تو قفل در چرخوندم.
    ـ اومدی مادر؟
    صدای مامانمه که بعد از چند ثانیه جلوم ظاهر شد. با همه ی تلاشش بازم میتونستم
    نگرانی رو توی چهره ش ببینم که سعی میکرد پشت لبخندش پنهون کنه. وقتی دید جوابی نمیدم و زل زدم بهش گفت:
    تا حالا کجا بودی عزیزم؟دیگه کم کم داشتیم نگرانت می شدیم.
    بی حوصله بودم ولی دلم نیومد جوابشو ندم،گفتم:کارای اداری یه کمی طول کشید.
    مامانم دستامو گرفت و گفت:پس موافقت کردن؟
    با سر آره ایی گفتم. خوشحال شد و گفت:حتما خیلی گرسنه ایی،بریم که برات غذای مورد علاقه تو درست کردم.
    دستمو از دستاش بیرون کشیدمو گفتم:ممنون،من سیرم.میرم بخوابم.لطفا بیدارم نکنین.
    بلافاصله رفتم تو اتاقم،از نگاه های ترحم آمیز اطرافیانم خوشم نمی یاد.
    درسته که می خوان باهام همدردی کنن ولی بدتر اذیت میشم.خواستم
    در اتاقو قفل کنم ولی دیدم کلید نیست.حتما کار بابامه شاید میترسن کار احمقانه ایی انجام بدم
    .دستی روی صورتم کشیدمو با بی حالی لباسامو در آوردم و پرت کردم روی تخت و خودمم
    دراز کشیدمو به سقف خیره شدم.کی فکر می کرد زندگیم انقدر راحت عوض بشه؟
    چقدر راحت همه ی زندگیم و از دست دادم اما خودمم بی تقصیر نبودم.دانلود رمان دروغ شیرین
    با یادآوری گذشته قطره ی اشکی از گوشه ی چشمم روی صورتم راه باز کرد.دست بردم
    و پاکش کردم.توی این مدت تنها کاری که انجام دادم گریه کردن بوده.باورم نمیشه دو هفته پیش عرسیشون بود.
    از جام بلند شدم و به سمت سطل آشغال رفتم.هنوز کارت پاره شده ی عروسیشون توی
    سطله.مطمئنا مامانم متوجه این کاغذ پاره ها نشده که هنوز این تو هستن.

    لینک های دانلود رمان

ارسال دیدگاه

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت دانلود رمان محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
طراحی و کدنویسی : رضا دلیر