اللهم عجل لولیک الفرج
لطفا برای سلامتی و ظهور امام زمان (عج) صلوات بفرستید.

    دانلود رمان جدال پر تمنا از هما پور اصفهانی با لینک مستقیم و فرمت pdf

    دانلود رمان جدال پر تمنا

    رمان جدال پر تمنا که با نام صلیب و سجاده نیز شناخته میشود، یک رمان عاشقانه، اجتماعی و طنز خاص و بسیار زیبا به قلم هما پور اصفهانی است. هما از نویسندگان خوب و پرطرفدار ایرانی است و جدال پر تمنا نیز یکی از پربازدید ترین رمان های اوست. هم اکنون میتوانید جهت دانلود رمان جدال پر تمنا pdf رایگان بدون سانسور با لینک مستقیم از مجله اینترنتی هیلتن اقدام کنید.

    خلاصه و دانلود رمان جدال پر تمنا

    رمان در رابطه با دختری زیبا با چشمان افسانه‌ای به نام ویولت است که به تازگی از فرانسه به ایران بازگشته است. ویولت اصلیتی ایرانی دارد اما مسیحی است. او در دانشگاه با یک خواهر و برادر به نام های ارگل و آراد آشنا میشود که ارگل یکی از بهترین دوست‌های او و آراد به رقیب او تبدیل میشوند و کل کل بین آنها اتفاقات جالبی را رقم میزند و باعث میشود که… .

    بخش هایی از متن رمان جدال پر تمنا

    – خوب یادمه بردن اسم عموم جرم بود! یعنی اگه در موردش حرفی می زدم بابام مجبورم می کرد دهنم رو آب بکشم …
    خیلی سخت گیر بود خدا بیامرز …

    همین سخت گیری هاش هم کار دست من داد …
    صبح ها به زور منو برای نماز بیدار می کرد … ماه رمضونا مجبورم می کرد روزه بگیرم … وای به روزی که یه رکعت نمازم قضا می شد … یا می فهمید که روزه مو خوردم …
    وای به روزی که می فهمید به یه دختر نگاه کردم هر چند بی غرض! کم کم بدم اومد … از همه چی بدم اومد … از دین … از مسلمون بودن … از رفتن توی دسته ها و سینه زدن … از زنجیر زدن … از چادر سر کردن آراگل …
    از مامانم و جلسه های قرآنش … از همه چی … من زده شدم … جلوی بابا دلا و راست می شدم یعنی دارم نماز می خونم … ولی حتی یه کلمه اش رو هم نمی فهمیدم … فقط یه جاهایی می گفتم الله اکبر …
    یعنی دارم می خونم … سحر ها بیدار می شدم … سحری میخوردم … نمازم رو سمبل می کردم و می خوابیدم …

    ولی تو راه مدرسه روزه مو می خوردم … هر وقت بابا نبود از زیر نماز خوندن در می رفتم و کم کم افتادم تو خط دوست دختر …
    فقط سیزده سالم بودم که با اولین دوست دخترم دوست شدم … اون موقع که موبایل جایی نبود … نامه نگاری می کردیم …
    به اینجا که رسید خندید … منم نا خودآگاه خنده ام گرفت …
    – یادش بخیر … روغن مو می خریدم از خونه که می رفتم بیرون روی سرم خالی می کردم …
    دکمه یقه مو باز می کردم … آستینامو می زدم بالا … حق پوشیدن شلوار جین نداشتم …

    لینک های دانلود رمان جدال پر تمنا

ارسال دیدگاه

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت هیلتن محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
طراحی و کدنویسی : رضا دلیر