دانلود رمان کنت نعنایی

دانلود رمان کنت نعنایی

دانلود رمان کنت نعنایی با فرمت PDF و لینک مستقیم رایگان

دانلود رمان کنت نعنایی

رمان کنت نعنایی یک رمان عاشقانه و انتقامی میباشد.هم اکنون میتوانید جهت دانلود رمان با فرمت PDF و لینک مستقیم رایگان برای گوشی موبایل اندروید, ایفون, کامپیوتر و لپ تاپ از طریق مجله اینترنتی هیلتن اقدام کنید.

خلاصه و دانلود رمان کنت نعنایی

شایدنگاه اولت که پرغروربودمرابه دام انداخت،
یاشایدنگاه عاشقانه ات مراازخودبیخودکرد،فقط می دانم!من اسیرچشمان سیاه توشدم.تو چه؟مرادوست داری؟یافقط بازیچه ایی برای هوسهایت هستم.یاشایدهم این آدمیان هستن که نمی گذارن این من عاشق به تویی معشوق برسم . نمی دانم’ولی توبمان من لطیفم،شکننده ام کمکم کن. نگذار بازی هایی این زمانه مراتامرزنابودی ببرندواحساساتم رابه آتش بکشن

بخش هایی از متن رمان کنت نعنایی

وقتی صدایی زنی رو که طبقه ی اول رو اعلام کرد رو شنیدم درآسانسور رو بازکردم وبادوچرخه ام رفتم داخل و ازتو ی آینه ی بزرگ توی آسانسور نگاهی به خودم کردم.
صورت گرد وابروها ی تازه برداشته شده ی که تازه اجازه برداشتنش صادرشده بود وکوتاه بودنش زیبایی خاصی به چشم ها ی کشیده وخمار مشکیم داده بود، پوست صاف وسبزه وبینی کشی د وقلمی ودرآخرلبها ی قلوه ی قرمزرنگم که به مامان مهوش برده بود. آرایش کم رنگی روی صورتم نشوند بودم، که زیبایی صورتم رودوچندان می کرد.
شال مشکی نخی خنکی د رم بو َس که از زیرش چندتار از موها ی فرم روی صورتم افتاده بود، وصورتم رو قاب گرفته بود. قد بلندوهیکل بی نقصم که صدقه سررفتن مداوم باشگاهها ی مخالف ورزشی_علل خصوص فیتنس بود.
بااون مانتو ی ن نک تابستوی یاسی رنگی که بخاطر گرمی هوا پوشیده بودم هیکلم رو ُ کوتاه وشلوارخ قشنگ نشون می داد. باصدا ی زنی که طبقه ا ی پارکینگ رواعلام می کرد، به خودم امدم. ولی بی ا تفاوت بخاطر ینکه ساعت نزدی ک یک نصفه شب بود و همه جا سوت وکور بود و به احتمال زیاد کسی اونطرفا پیداش نمی شد،گوشیم رودرآوردم تاچندتاعکس ازتو ی آینه آسانسور از خودم بگیرم. درحال عکس گرفتن باژست ها ی مختلف بودم که ازشانس خیلی خوبم درآسانسوربازشد.
پشتم به شخصی بود که در رو بازکرد

لینک های دانلود رمان

نظرات 0

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *